تبليغاتX
دست نوشته های یک آتش نشان

تا به حال در جشن عروسی شرکت کرده اید که شام را به صورت سلف سرویس سرو میکنند؟ دیده اید افراد با کلاس و جنتلمنی که تا پیش از سرو شام ،  آنها را در جرگه با کلاس ترین افرادی که در زندگیتان دیده اید به شمار میاوردید ! اما چه بگویم از این شام لعتنی عروسی که بعضی ها را واقعا از خود بی خود میکند. ناگاه میبینید که همان با کلاس ها با آن لباسهای فاخر و کراواتهای آنچنانی ، چنان به میز غذا حمله میبرند که گویی از قحطی فرار کرده اند ؛ و اگر شما مانند ایشان زرنگ !! نباشید ، یا باید برای شام در منزل تخم مرغ درست کنید یا اگر خوش اقبال باشید ، مقداری از پلو ، آنهم بدون گوشت و ماهیچه و مرغ بریان نصیبتان میشود. توجه داشته باشید که زرنگی در اینجا قطعا به معنی خوردن شام چرب به هر قیمتی است ، دیگر نمیخواهم جزییات این حمله گاز انبری به میز شام را شرح و بسط دهم ، هر چند که خود حکایتی دارد بس عجیب و غریب. اینگونه مردمان زرنگ ، صد البته که در جاهای دیگر نیز فراوان هنر نمایی میکنند که نمونه ای جالب را در اینجا آورده ام . چند شب پیش در بزرگراه همت دچار ترافیک شدیدی شده بودم. از همان راه بندانهایی که آدم را از هر چه ماشین و خیابان است متنفر میکند. در این هنگامه ، از دور صدای ناله یک آمبولانس بود که توجه مرا به خود جلب کرد. به آینه که نگاه کردم دیدم آمبولانسی گرفتار در راه بندان از رانندگان میخواهد که راه را برایش باز کنند. البته کار چندان ساده ای نبود. اما به هر شکل تلاش کردم با انحراف به سمت راست ، مسیر را باز کنم که این هم بیاید و بگذرد ، و خوب دوستان راننده دیگر هم لطف نموده و راه را باز کردند ، آمبولانس آمد و از کنار ما گذشت ، اما اینجا بود که باز این آدم های زرنگ ، که ارزش خودروی برخی از آنها از دهها میلیون تومان نیز فراتر بود اقدام به هنر نمایی کردند.  گویی که از جایی فرار میکردند ، چنان به هدف گرفتن راه پشت آمبولانس به سمت فضای خالی پشت آمبولانس حمله کردند ،که من نا خود آگاه به یاد رم کردن گله گاومیش ها افتادم !! مرادم بی ادبی نیست اما واقعا این کار مصداق دیگری در ذهن من نداشت ! میخواستم از این زرنگها بپرسم که دوستان ! به کجا چنین شتابان !!! به دنبال چه هستید؟!...
حال شما قضاوت کنید؛  آیا این هجوم خردمندانه است ؟ آیا این کار نمیتواند موجب حادثه ای دیگر شود ؟ آیا این حادثه ای که ممکن است رخ دهد ، نمیتواند جان بیماری که داخل آمبولانس است را به خطر بیاندازد؟ اصلا آیا این دوستان حتی به مال خود هم اهمیت نمیدهند؟ مشکل اصلی ما همین جاست. این ما هستیم که گمشده ای بزرگ داریم ، و آن چیزی جز فرهنگ نیست ، ای کاش میشد فرهنگ را از ژاپن وارد کرد....

+ نوشته شده توسط hadi.h در شنبه دوازدهم آذر 1390 و ساعت 20:14 |

مطلبی که پیش رو دارید را یکی از دوستان گرامی در اختیار من گذارده که با توجه به اهمیت موضوع ، آنرا در این پست منتشر میکنم:

قرار نیست نصیحت کنیم که مزاحم آتشنشانی نشوید؛ با یک حساب سرانگشتی روشن می‌کنیم که تماس شوخی با این مرکز امدادی برای جیبتان خیلی گران تمام می‌شود هزینه‌های سرسام آور بازی با جان مردم :

مواد لازم برای تهیه یک آتش نشان در تهران:

1- شجاعت و علاقه‌مندی به میزان کافی

2 -انسان‌دوستی هرچه بیشتر، بهتر

3 -اورکت و شلوار به ارزش تقریبی 2 میلیون تومان یک دست

4 - دستکش حداقل 80 هزار تومانی یک جفت

5 -زیرکلاهی 40 هزارتومانی یک عدد

6 -پوتین 60 هزار تومانی یک جفت

7 - کلاه 260 هزار تومانی یک عدد

8 - چراغ قوه انفرادی 120 هزار تومانی یک عدد

طرز تهیه: تار شجاعت را به پود انسان‌دوستی گره می‌زنیم و تجهیزات مذکور را که حداقل حدود 2 میلیون و 500 هزار تومان ارزش ریالی دارند به "آقای ایمنی" در شرف تولید اضافه می‌کنیم. برای کسب مهارت‌های لازم و پنجه در پنجه آتش افکندن و قدعلم کردن در مقابل حوادث، به حداقل 6 ماه آموزش مستمر و نفس گیر نیاز است. بعد از همه این خرج و مخارج و آموزش‌ها یک آتش‌نشان در ازای حقوق ماهانه‌ به یکی از مدعی‌العمومان ایمنی شهروندان تبدیل می‌شود و قدم در یکی از 94 ایستگاه فعال در سطح شهر تهران می‌گذارد؛ ایستگاه‌هایی که به جز فضای فیزیکی و مبالغی که صرف خریداری این فضاها شده به تجهیزات بسیار گرانقیمت برای امدادرسانی و خودروهای وارداتی مجهز هستند که قیمت آنها همراه تجهیزات داخلشان به چند میلیارد تومان می‌رسد. اگر حوصله‌تان از این اعداد و ارقام و طرز تهیه آتش نشان سررفته ولی هنوز دستتان نیامده که چرا این مطلب را با تأکید بر قیمت تجهیزات آتش نشانی و هزینه و زمانی که صرف حرفه‌ای شدن یک آتش‌نشان برای ارتقاء ضریب ایمنی در شهر می‌شود آغاز کرده‌ایم، باید عرض شود که بنا به آمار واصله از سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران، از حدود 7 هزار تماس روزانه با ستاد فرماندهی یا همان 125 تنها 2 درصد عملیاتی می‌شوند. این بدان معناست که 98 درصد تماس‌ها یا غیرمرتبطند یا مزاحمت تلفنی. اینطور که بویش می‌آید عده‌ای از شهروندان با سلامتی و ایمنی سایر همشهریان سر شوخی دارند و ایجاد مزاحمت تلفنی برای یکی از بزرگترین و مؤثرترین سازمان‌های امدادی تهران و حتی کشور را به بانجی جامپیگ، شنا، تماشای فیلم و تفریحاتی از این دست ترجیح می‌دهند. قصدمان در این چند خطی که به این مطلب اختصاص یافته، تأکید هزار باره بر این نکات نیست که مثلاً به عقیده روانشناسان، ایجاد مزاحمت تلفنی نوعی راهکار غیراخلاقی است برای تخلیه عقده‌های درونی و احساسات منفی یا اینکه ریشه این ناهنجاری از تربیت نادرست خانوادگی آب می‌خورد یا شماره‌های امدادی مثل 125 برای نجات جان مردم در نظرگرفته شده‌اند نه شوخی و سرگرمی و به خطر انداختن جان آنها و هر ایجاد هر مزاحمت تلفنی برای 125 باعث کاهش توان نیروهای عملیاتی و استهلاک بی دلیل امکانات چند میلیارد تومانی می‌شود و... چرا که یک گوش مزاحمان مراکز امدادی در برابر این واقعیت‌ها در است و گوش دیگرشان دروازه و انگار نه انگار که بیرون کشیدن نیروهای عملیاتی هر ایستگاه به قصد مزاح و تفریح، ممکن است باعث از دست رفتن جان و مال کسانی شود که در همان زمان در محاصره خطری جدی قرار گرفته‌اند و به مهارت و تجهیزات آتش‌نشانانی نیاز دارند که سوار بر خودروهای چند میلیاردی با اضطراب و آژیرکشان در گره کور ترافیک راه باز می‌کنند و در پی "هیچ" روانه هستند. نیت کرده‌ایم به این دسته از افرادکه گوششان بدهکار هیچ نصیحتی نیست، از پیگیری‌های قضایی بابت ایجاد مزاحمت تلفنی برای مراکز امدادی واهمه ندارند و وجدانشان تلنگر نمی‌خورد که جان و مال مردم را فدای سرگرمی‌شان نکنند گوشزد کنیم یک ایستگاه آتش‌نشانی عبارت است از یک بنای مستقر روی تکه‌ای زمین که ارزشش در هیچ جای شهر کمتر از 100 میلیون تومان نیست، حداقل 30آتش‌نشان با کلاه، دستکش، اورکت و... گرانقیمت، حداقل 400 هزار تومان حقوق ماهانه و کلی وقت و هزینه که صرف آموزششان شده در 3 شیفت 24 ساعته و چندین خودرو ویژه با تجهیزات مورد نیاز که چند میلیون تومان می‌ارزند. مزاحمان 125 اگر مخاطب این مطلب هستند بدانند که نباید دلخوش رایگان بودن این تفریحشان باشند که نه تنها اینطور نیست که میلیون‌ها تومان به جیبشان ضرر می‌زنند. قبول ندارید؟! بفرمایید محاسبه کنید. هزینه ساخت، تجهیز و فعال کردن یک ایستگاه را با هزینه تعلیم آتش‌نشانان، تجهیز آنها به لوازم فردی مورد نیاز و حقوق ماهانه‌شان جمع بزنید. به عددی هنگفت رسیدید؟! همه این هزینه‌ها از مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم شهروندانی که ما باشیم و مزاحمان 125 تأمین می‌شود. حالا که دستتان در حساب و کتاب است لطف بفرمایید و بگویید ایجاد هر مزاحمت تلفنی برای آتش‌نشانی،جدا از اینکه جان و سرمایه‌های مادی شهروندان را به خطر می‌اندازد، سلامتی آتش‌نشانان را تهدید می‌کند و نشان از تربیت نادرست خانوادگی و ناهنجاری‌های خفته در روح و روان مزاحم دارد، حداقل چقدر هزینه برمی‌دارد؟ هزینه استارت خوردن یک خودروی یک میلیاردی چند هزار تومان در می‌آید؟ هزینه استهلاک تجهیزاتی که بی‌دلیل از ایستگاه خارج می‌شوند چه؟ هزینه انرژی که این وسط تلف می‌شود چقدر است و...؟ این‌ها هزینه‌های است که از جیب "من نوعی شهروند" و "شمای نوعی شهروندنما" در ازای تماس شیطنت‌آمیز با سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی پرداخت می‌شود و در اصل هدر می‌رود. خودمانیم این هزینه در دراز مدت بیشتر می‌شود یا هزینه تفریح‌های سالم و البته پرخرجی مثل بیلیارد و اتومبیلرانی و سقوط آزاد؟!

by:m.goodarzi

+ نوشته شده توسط hadi.h در دوشنبه شانزدهم آبان 1390 و ساعت 3:26 |

زمستان در راه است و هوای کشور نیز از همکنون نشان از زمستانی سرد و پر بارش دارد. تجربه نشان داده در سالهایی که سرمای زمستان مردم را غافلگیر میکند حادثه ها و آتش سوزی های زیادی ایمنی شهروندان را به خطر میاندازد. به همین خاطر برای آگاهی از  چگونگی پیشگیری از ایجاد بدآمد های زمستانی به ادامه مطلب بروید ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط hadi.h در دوشنبه نهم آبان 1390 و ساعت 12:45 |
متاسفانه خبر رسیده که سحرگاه دیروز،بروز آتش سوزی در دبیرستان شبانه روزی وابسته به دانشگاه چابهار، موجب مرگ دو دانش آموز و سوختگی شدید سه دانش اموز دیگر شده است. ظاهرا این آتش سوزی در اثر اتصالی کابلهای برق کولر گازی این مدرسه رخ داده است. گویا مشکلاتی در انتقال دانش آموزان آسیب دیده نیز وجود داشته که باعث دیرکرد در رسیدن مصدومان حادثه به بیمارستان شده بود. باید گفت واقعا دردناک است که آینده سازان این مرز و بوم به دلیل غفلت مسئولان مدرسه به وضعی چنین ناراحت کننده دچار شده اند. آیا یک بازدید ایمنی از تجهیزات مدرسه نمیتوانست از بروز این آتش سوزی جلوگیری کند؟ آیا مسئولیت مدیر یک مرکز آموزشی تنها در ارائه خدمات آموزشی است. چه کسی میتواند پاسخگوی پدران و مادران این دانش آموزان باشد؟ آیا زمان آن نرسیده که مدارس ما ایمن شوند؟ باید توجه داشته باشیم که در بحث بررسی علل حریقها ، عامل انسانی یکی از مهمترین دلایل ایجاد حادثه محسوب میشود. سهل انگاریهایی که باعث بروز صدمات جبران ناپذیری میشوند. این سهل انگاریها را میتوان در دو گروه ارزیابی کرد. یکی سهل انگاری در استفاده از ابزار و وسایل زندگی روزمره است و دیگری سهل انگاری در ارزیابی سلامت محیط و ایمنی ابزار است که در مدرسه یاد شده همین مساله باعث رخ دادن آتش سوزی شده است. اما این تازه قسمتی از مساله است. باید در نظر داشت که همیشه خطر وقوع حادثه و بدآمد در همه جا وجود دارد. مهم اینست که بدانیم هنگام رخ دادن حادثه ( آتش سوزی ، زلزله ، و ... ) چگونه باید واکنش نشان دهیم. چه اتفاقی افتاده که بعد رخ دادن آتش سوزی در مدرسه ، تخلیه اضطراری انجام نشده و دانش آموزان نتوانسته اند از خوابگاه خود  بگریزند؟ آیا درب خوابگاه قفل بوده؟ آیا پنجره های خوابگاه دبیرستان دارای حفاظ آهنی بوده اند که دانش آموزان نتوانسته اند از آنجا  تخلیه شوند. همچنین پرسش های دیگری نیز مطرح است. آیا سیستم اعلام آتش سوزی در خوابگاه وجود داشته یا خیر؟ آیا راه تخلیه اضطراری علامت گذاری شده بود یا نه؟ آیا خوابگاه ، نگهبان یا سرایدار نداشته است؟ آیا  کپسول خاموش کننده آتش در آنجا وجود داشته است یا نه ؟ آیا آموزش های لازم به دانش آموزان ارائه شده بود یا خیر؟ آیا پیش بینی های اورژانسی برای درمان آسیب دیدگان انجام شده یا خیر؟
پرسشها در زمینه بسیار است . ولی آنچه که دارای اهمیت بسزایی است درس گرفتن از این بدآمد است. باید توجه داشت داشت که خوابگاه ها و همچنین کلاسهای درس در دبستانها و دبیرستانها نیازمند وجود یک دستورکار برای پیشگیری از آتش سوزی هستند ، به گونه ای که چگونگی انجام آن مورد بازرسی های دقیق و موشکافانه قرار گیرد. به عنوان یک آتش نشان می دانم که به راحتی میتوان از بروز این گونه حوادث پیشگیری کرد، اگر بپذیریم که پیشگیری بهتر از درمان است. امیدوارم که مدیران مسئول در دیگر آموزشگاه ها از این حادثه تلخ درس گرفته باشند و هر چه زودتر با یک کارشناس ایمنی و آتش نشانی مشورت کنند.

+ نوشته شده توسط hadi.h در جمعه ششم آبان 1390 و ساعت 4:12 |

آب یکی از مهمترین مواد موجود در روی کره خاکی ماست. بدون این ماده هرگز شاهد زندگی بر روی زمین نبودیم و میتوان گفت زندگی روزانه ما به طور قابل توجهی وابسته به آب است. آب برای آدمی دارای کاریردهای بسیاری است که میتوان از کاربرد تغذیه تا بهداشت و صنعت و پزشکی و... آن را مورد واکاوی قرار داد. در آتش نشانی نیز این ماده نقشی انکار ناپذیر و مهم را داراست ، چراکه این ماده چه به صورت تکی ( منفرد ) و یا به طور ترکیبی با سایر مواد ( فوم ) مهمترین ماده مصرفی نیروهای عملیاتی آتش نشانی به عنوان خاموش کننده است. آب را میتوان در مخزن های خودروهای آتش نشانی و یا درون سیلندر خاموش کننده جاسازی نمود و هنگام نیاز آن را مورد استفاده قرار داد. البته ناگفته نماند که آب به عنوان ماده اطفائی دارای محاسن و معایبی نیز هست که آن را مورد بررسی قرار میدهیم :

محاسن آب به عنوان ماده خاموش کننده آتش :

1-در دسترس و فراوان است.

2-استفاده از این ماده بر خلاف برخی مواد دیگر آلودگی زیست محیطی ندارد.

3-ارزان است و در همه جا نیز یافت میگردد.

4-به راحتی آتش جامدهای قابل اشتعال را خاموش میکند.

همانطور که پیشتر گفته شد استفاده از آب به عنوان خاموش کننده آتش دارای معایبی نیز هست که  آن ها را بررسی میکنیم :

1-آب سنگین است و حمل و نقل آن نیاز به صرف هزینه های گزاف و تجهیزات ویژه دارد.

2-آب رسانای برق است و از آن نمیتوان برای حریق گروه الکتریسته استفاده نمود.

3-با برخی مواد مانند کاربید واکنش حرارت زا و انفجاری از خود نشان میدهد.

4-به علت سنگینی در مایعات قابل اشتعال فرو میرود.

5-آب میتواند باعث ایجاد خسارت در ساختمانها و تجهیزات گردد.

6-در بعضی مواد قابل اشتعال مانند الکل حل میشود.

اما برای ارزیابی نحوه رفتار آب در جاموش کردن آتش باید گفت که آب به دلیل قدرت بالای جذب حرارت ، گرمای جسم در حال سوختن را میگیرد و حرارت جسم در حال سوختن را به زیر نقطه اشتعال می آورد. این مساله باعث بخار شدن آب میشود .حجم بخار آب پس از تبخیر 1700 برابر میشود و ضمن جلوگیری از انتقال تشعشعی حرارات موجب کاهش غلظت اکسیژن میگردد. آب همچنین از برخاستن بخارهای قابل اشتعال از ماده سوختنی جلوگیری میکند.

+ نوشته شده توسط hadi.h در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 و ساعت 18:19 |